روز پیروزی

Автор перевода - Хоссейн Джахангири

روز پیروزی، چقدر از ما دور بود،
همانند تکه زغالی در آتش خاموش آب می شد. 
فرسنگ ها با آن فاصله داشتیم، سوخته و غبار آلود بودیم، 
هر چقدر در توان داشتیم آن را نزدیک می کردیم.

روز پیروزی بوی باروت می دهد،
جشن توام با موهای سپید در کنار شقیقه ها است، 
مسرت توام با اشک در چشم ها است. 
روز پیروزی، روز پیروزی، روز پیروزی. 

روز و شب در کنار کوره های مارتین
میهن ما چشمهای خود را بر هم نمی زد. 
روز و شب نبرد سهمگینی داشتیم، 
هر چقدر در توان داشتیم آن را نزدیک می کردیم. 

روز پیروزی بوی باروت می دهد،
جشن توام با موهای سپید در کنار شقیقه ها است، 
مسرت توام با اشک در چشم ها است. 
روز پیروزی، روز پیروزی، روز پیروزی.

سلام مادر، ما همه باز نگشتیم.
دلمان می خواهد پا برهنه از روی شبنم ها بدویم. 
نصف اروپا را زیر پا گذاشتیم، نصف زمین،
هر چقدر در توان داشتیم آن را نزدیک کردیم. 

روز پیروزی بوی باروت می دهد،
جشن توام با موهای سپید در کنار شقیقه ها است، 
مسرت توام با اشک در چشم ها است. 
روز پیروزی، روز پیروزی، روز پیروزی.

روز پیروزی بوی باروت می دهد،
جشن توام با موهای سپید در کنار شقیقه ها است، 
مسرت توام با اشک در چشم ها است. 
روز پیروزی، روز پیروزی، روز پیروزی.

Скачать